تبليغاتX
جان مریم چشماتو وا کن
دستنوشته های مریمی

آقای شریفی مثل همیشه موقرومتین به روی سکو آمدوبا صدایی محزون شروع به سخنرانی کرد.

 

-از همه ی شما قدردانی می کنم هر چند به خانم اردکانی گفتم این مراسم لازم نیست ولی

 

 

ایشون اصرارداشتن به هر حال از لطفتتون ممنونم امیدوارم شما تمامی دختران سختکوش

 

امروز،مادران با مهرومحبت فرداها باشید.به امید دیدار همگی تون روی بالاترین قله های موفقیت.

 

سپس از سکوپایین آمدوبه سوی دفتر رفت.خانم اردکانی هم با ناراحتی دقایقی سخنرانی کردومراسم تمام شد.

زنگ خانه  به صدا در آمد.درمیان همهمه ی بچه ها آقای شریفی را دیدم   که همراه کیف  سامسونتش از دفتر بیرون آمد وقصد داشت از مدرسه خارج  شود .احساسم  می گفت باید کاری  کنم نمی دانستم چرا؟شاید به علت دروغی که گفته بودم احساس   عذاب می کردم .دست نازنین را کشیدم  و به دنبال آقای شریفی راه افتادم.

مشغول بازکردن در ماشینش بود که نفس زنان خودمان را رساندیم.با لحنی محزون گفتم:آقای شریفی چند لحظه...............

با شنیدن صدایم به سمتم برگشت متعجب به من نگریست سپس با بی اعتنایی گفت:اتفاقی افتاده خانم یگانه؟

-آقای شریفی............من......یعنی می خواستم بگم احساس خوبی ندارم ......یه حس بد....شاید عذاب وجدان نمی دونم فکر میکنم رفتن شما به حرفهای اون روز من با شما ربط داشته باشه

با پوزخندی حرفم را قطع کرد وگفت:خواهش می کنم  تمومش کنید خانم یگانه رفتن من به حرفای اون روز به هیچ عنوان ارتباطی به اون روز نداره به وجدانتون بگین عذابتون نده  خب حالا حرف دیگه ای هم باقی مونده که به من بگین؟

سرم را به علامت نفی تکان دادم آقای شریفی دست تکان دادو با لحن سردی گفت:پس خدانگهدار.

با بغض و ناراحتی داشتم از آنجا دور می شدم که آقای شریفی گفت:چند لحظه صبر کن

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 9:3 توسط نازنین مریم |

.

سلام دوس جونا تولد تولد تولدم مبارک چه زود 25 شهریور شد یادمه پارسال همین موقع ها تولدم رو تو وبلاگ به خودم تبریک گفتم ایشالا  همیشه زیر سایه پدرومادر نازنینم که همه ی عشق زندگیم هستن باشم کلی دوستام بهم sms تبریک دادن از همه تون ممنونم راستی قسمت جدیدم بعد از مدتها نوشتم که براتون گذاشتم .از این کیکها هم بخورید هیچ جا گیرتون نمیاد.کیک مخصوص نازنین مریم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 8:34 توسط نازنین مریم |

 

 تو یکی از وبلاگها به این مطلب برخوردم جالب بود روانشناسی اسمها بود. اینم نمونه اش بود برای خودم خیلی هاش مطابقت داشت .برای سرگرمی جالبه.

 

مریم - - - Maryam
مريم maryam
مريم نام گلى خوشبو و سمبل پاكى است.
اگر تا به حال فكر مى كرده ايد خانم ها در امور مادى و به خصوص روابط تجارى هميشه پشت سر مردها قرار داشته اند، مريم اين فرضيه شما را به طور كلى باطل خواهد كرد. او به همان خوبى كه ماديات و مسائل مربوط به آن را درك مى كند، توانايى انجام امور تجارى و هدايت كردن ديگران را نيز داراست. بنابراين شغل مناسب براى او مديريت يك شركت يا سازمان است. از آنجا كه مريم شم اقتصادى خوبى دارد، تنها چيزى كه تضمين كننده بدون قيد و شرط موفقيت اوست بالا بردن آستانه تحملش مى باشد. در اين صورت خواهيد ديد كه مريم به لحاظ موفقيت در كار تجارت چندين و چند پله جلوتر از ديگر آقايان قرار خواهد گرفت.
مريم طبيعتاً اهل عمل است و كمتر شعار مى دهد. اما در عين حال پيچيدگى هاى خاص وجود او را هيچ كس درك نخواهد كرد. بعلاوه مريم دوست دارد در محيطى قرار بگيرد كه با افراد موفق و پيشرو قرار داشته باشد. معلوم نيست اين خواست مريم است كه باعث مى شود شخصاً در اطراف اينگونه افراد قرار بگيرد، يا اينكه طبيعت نيروى جذب كننده خاصى به مريم بخشيده كه اينگونه افراد را به سمت خود جلب مى كند.
يكى از نيازهاى اصلى مريم ارتقاى سطح زندگى اش مى باشد و تصور مى كند ارتباط با افراد موفق مى تواند چنين شرايطى را براى او فراهم كند. اين وضعيت براى مريم بسيار مهم و حياتى است و به او احساس بهترى نسبت به زندگى مى دهد.
آشنايى با افراد با نفوذ هم جزو علايق خاص مريم به شمار مى رود كه بى ارتباط با طبيعت مادى او نيست. اما مريم براى اينكه بتواند اثر خوبى بر شخصيت هاى مهم دور و برش بگذارد يك قانون غير قابل تخطى دارد: هميشه مرتب لباس مى پوشد و ظاهرش آراسته است. بودن در جمع به عنوان راهى براى پيدا كردن ارتباطات جديد نيز برايش اهميت خاصى دارد. اما اين خصوصيات باعث مى شود زندگى خانوادگى اونيز شكل متفاوت داشته باشد. مريم هر روزش را بايد بهتر از ديروز بگذراند. بنابراين پيشرفت ـ و يا حداقل تلاش براى پيشرفت و بهبود شرايط ـ چيزى است كه براى مريم از نان شب هم واجب تر است.
البته بخش مهمى از پيشرفت هاى او مديون خوش بينى بيش از اندازه اوست و بدون اين خوشبينى، مريم به هيچ عنوان قادر نبود با مشكلات روبرو شود و آنها را پشت سر بگذارد.

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 10:9 توسط نازنین مریم |