تبليغاتX
جان مریم چشماتو وا کن
دستنوشته های مریمی

روزي تصميم گرفتم از همه چيز دست بكشم... من از شغلم، از روابطم، ‌از معنويتم دست كشيدم... مي خواستم از كل زندگي ام دست بكشم. به جنگل رفتم تا براي آخرين بار با خداوند سخن بگويم. گفتم: « خداوندا!‌ آيا مي شود به من دليلي بدهي كه به خاطر آن دست از زندگي نكشم».

 پاسخش مرا شگفت زده كرد...

او گفت: «به اطرافت بنگر، آيا سرخس و ني را مي بيني؟»

گفتم: «آري»

او گفت: « آن گاه كه سرخس و ني را كاشتم،‌ از هر دوي آنها بسيار خوب مراقبت كردم. نور و آب در اختيارشان قرار دادم. سرخس به سرعت سر از خاك بيرون آورد و رشد كرد.

او با درخشندگي رنگ سبز خود سطح زمين را فرا گرفت. و از دانۀ ني هيچ خبري نبود.

 اما من دست از ني نكشيدم. سال دوم رسيد و سرخس همچنان با طراوت تر و پرتر مي شد. ولي باز هم خبري از دانۀ بيامبو نبود. اما من دست از ني نكشيدم.

 

 

آن گاه پس از پنج سال جوانۀ كوچكي سر از خاك بيرون آورد. در مقايسه با سرخس،‌ اين جوانه ذره ناچيزي بيش نبود... اما تنها شش ماه بعد بود كه ني تا بلنداي صد فوت قد برافراشت. او در طول اين پنج سال ريشه هاي خود را پرورش داده بود.

همين ريشه ها به او قدرت داده بودند و براي پا برجا ماندن هر آنچه را نياز داشت به او داده بودند. من مخلوقات خود را در آزموني قرار نمي دهم كه توانش را نداشته باشند».

او به من گفت: « كودكم،‌ آيا مي داني در تمام مدتي كه به تلاش مشغول بودي در حال ريشه دواندن بوده اي.

من دست از ني نكشيدم. از تونيز هرگز دست نخواهم كشيد.

خود را با ديگران مقايسه نكن. هدف ني با هدف سرخس تفاوت داشت. اما هر دوي آنها جنگل را زيبا كرده بودند».

و خداوند باز به من گفت:« زمان تو نيز فراخواهد رسيد. تو قد خواهي افراشت» 

پرسيدم:« تا كجا؟»

او در مقابل پرسيد:« ني تا كجا رسيد؟»

من پرسيدم:« تا آنجا كه مي توانست؟»

پاسخ داد: « بله. تا جايي كه مي تواني بالا رو تا هر چه بيشتر مايۀ افتخار من باشي».
من از جنگل بيرون آمدم و اين ماجرا را با خود آوردم. اميدوارم اين سخن بتواند به شما كمك كند آگاه شويد كه خداوند هرگز شما را ترك نخواهد كرد.

او هرگز شما را ترك نخواهد كرد!   

مترجم: فروغ كيان زاده

 

MAN AND GOD

One day I decided to quit...I quit my job, my relationship, my Spirituality... I wanted to quit my life.

I went to the woods to have one last talk with God. God, I said. Can you give me one good reason not to quit His answer surprised me...

Look around, He said. Do you see the fern and the bamboo


Yes, I replied.

When I planted the fern and the bamboo seeds, I took very good care of them.

I gave them light. I gave them water. The fern quickly grew from the earth.

Its brilliant green covered the floor. Yet nothing came from the bamboo seed.

But I did not quit on the bamboo. In the second year the Fern grew more vibrant and plentiful. And again, nothing came from the bamboo seed.
But I did not quit on the bamboo.

He said.

In year three there was still nothing from the bamboo seed. But I would not quit. In year four, again, there was nothing from the bamboo seed. I would not quit. He said.

Then in the fifth year a tiny sprout emerged from the earth. Compared to the fern it was seemingly small and insignificant...But just 6 months later the bamboo rose to over 100 feet tall. It had spent the five years growing roots.

Those roots made it strong and gave it what it needed to survive. I would not give any of my creations a challenge it could not handle. He said to me.

Did you know, my child, that all this time you have been struggling, you have actually been growing roots

I would not quit on the bamboo. I will never quit on you.

Don't compare yourself to others. He said. The bamboo had a different purpose than the fern. Yet they both make the forest beautiful.

Your time will come, God said to me. You will rise high

How high should I rise I asked.

How high will the bamboo rise He asked in return.
As high as it can I questioned

Yes. He said, Give me glory by rising as high as you can.

I left the forest and bring back this story. I hope these words can help you see that God will never give up on you.

He will never give up on you!

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 11:9 توسط نازنین مریم |

و خدا خر را آفرید….
و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.
خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم.
و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد.
******************************************
و خدا سگ را آفرید
و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود.
سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم.
و خداوند آرزوی سگ را برآورد.
******************************************
و خدا میمون را آفرید
و به او گفت: و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد. و یک میمون خواهی بود.
میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم.
و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.
******************************************
و سرانجام خداوند انسان را آفرید
و به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر خواهی کرد.
انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده.
و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد.
و از آن زمان تا کنون
انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند…..
و پس از آن،ازدواج می کند و سی سال مثل خر زندگی می کند ، مثل خر کار می کند و مثل خر بار می برد…
و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد!!!!
و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسر به خانه آن دختر می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند.
و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 23:10 توسط نازنین مریم |

کی میگه ادما فقط عشق و احساس دارن این پرنده ها از خیلی  ادما که فقط ادعای عشق و دوس داشتنو دارن بهترن ادما که این روزا معنی این کلمه ها رو با کاراشون به لجن کشوندن. تازه این پرندها برعکس ما ادما هیچ ادعایی ندارن من که این عکسا رو دیدم واقعا از عشق پاکشون لذت بردم خوش به حالشون  این پرنده های  گوگولی تا اخرش به هم وفادار موندن تا وقتیکه جفت ماده مرد و جفت نر با تمام وجود جیغ میکشید و وقتی زخمی بود بهش غذا میداد ما ها کجای کاریم واقعا باید از این مخلوقات بی زبون خدا یاد گرفت

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 17:44 توسط نازنین مریم |

دردو دلی دوستانه

تازگیها به یه موضوع جالبی دست یافتم اونم اینکه از ترم یکی که تو دانشگاه بودم تا الان که 6 ترم گذشته چقدرر اساتید دل انگیز بنده دوس داشتن منو اذیت کنن.اوایل فکر میکردم شاید تصادفیه ولی جدیدا فهمیدم نه بابا همه یه جورایی الکی گیر میدن رااس گفتن ادم به هر چی حساس باشه همون سرش میاد من خودم نسبت به پایمال کردن حق دیگران از روی بی عدالتی و همینطور تهمت زدن به دیگران مواقعی که مطمئن نیستم واقعا متنفرم جالبه در مورد خودم همین اتفاقا باررها اافتاده اگرچه خیلی وقتا ااز لحااظ روحی ازرده شدم اماا خدا هم هوامو بعدش حسابی داشته چون وااقعاا هیچوقت بد کسی رو ازش نخواستم .

دوس داشتم تو گپ دوستانه به شما هم بگم شاید بفهمید مشکل من چیه استادا اشتباهی گیر میدن البته اونقدر موضوع واسم اهمیت نداره اماا یه نمه واسم جالبه و فکرمو مشغول کرد.که چراا من؟

بذارین چندتا نمونشو بگم دستتون بیاد چه مظلومیم من .

مثلا ترم 3 بودم با یه استادی کلاس داشتیم خیلی دوسش داشتم چون استاد جدی بود سر کلاسش همیشه درس گوش میداادم یه بار داشت پای تخته شکل می کشید و پشتش به کللاس بود که بچه هایی که پشت سر من نشسته بودن شروع کردن حرف زدن استاده همونطوری که پشتش به کلاس بود اسم منوصدا کرد وگفت:خانم.....لطفا اهسته تر صحبت کنید .

من بددبخت داشتم شااخ در میاوررم اما گذشتم هیچی نگفتم اتفاقا اون دوستم که حرف زده بود وقتی ااشتباه استادو فهمید ازم معذرت خواهی کرد.

این موند تا اینکه ترم بعد من با همون استاد یه دررس دیگه داشتم.اون روز دوستم داشت یوااشکی یه ماجررایی رو با اب وتااب برام تعریف میکرد منم فقط شنونده بودم بدون یک کلمه حرفو در همین حین به استاد گوش میدادم همون لحظه استاد زل زد به منو گفت:خانم.......لطفا حرف نزنید به درس گوش بدین بزارین واسه بعد.

منو میگی اتیش گرفتم اخه منه بدبخت تاوان فک زدن بقیه رم بااید میدادم حالا جالبتر اینکه استاد وقتی انتراک داد باا همون دوستم رفتیم میخواست سوال بپررسه بعد از سوال دوستم که عذاب وجدان گررفته بود گفت اون حرف میزده نه من.استادمون که خانم نسبتا جوون و زیرکی بود گفت من میدونم شما حرف زدین ایشون بی تقصیرن به خاطر همین خانم مریم دعوا کردم که به در بگم دیواار بشنوه.

دیگه بدتر یه لحظه خواستم استاده رو خفه کنم اخه دوبار بی دلیل منو جلوی کل کلاس ضایع کرد ونیش خیلی عتیقه ها رو باز کرد اما من چون استاد خوبی بود هیچ کینه ای به دل ندارم همیشه ازش تعریف میکنم.

مورد بعدی یه استاد نسبتا مسن خاانم دیگه داشتیم نمیدونم چه پدرکشتگی با من داشت با اینکه خیلی منو مثلا دوس داشت سر کلاسا اگه به من تذکر نمیداد انگار روزش شب نمیشد .یکبار خیلی جالب سوتیه عظیمی داد گفت خانم مریم....شما هفته پیشم سرر همین کلاس صحبت میکردید .جالبیش اینجا بود من جلسه ی پیش اصلا سر کلاس نبودم.خلاصه گفتم شاید ردیفای اخر میشینم اینطوره رفتم یه جلسه ردیف جلو نشستم که دیگه حرف مفت نزنه از اول  اون کلاس مزخرفش که داشت چرت وپرت میگفت واسه اینکه حرف مفت نزنه یک کلام حرف نزدم ببینم بازم الکی چیزی میگه کلاس تموم شد گفتم خداروشکر دید من ساکت بودم که یدفعه موقع حضورغیااب موقعی که  اسم منو خوند گفت:دختر خوبیه مریم فقط وقت نمیکنه به درس گوش بده از بس حررف واسه گفتن داره.داشتم خفه میشدم حالا اگه ادم حرف یزنه یه چیزی انقدر حرص نمیخوره اما خیلی بده که بهت الکی تهمت بزن من که ازش نمیگذرم چون چندبار اینکارروکررد.

اینم بگم تا  معلوم شه چه بدشانسیم من.با یه استاد مرد جدی و مقرراتی ترم پیش کلااس داشتیم من چون با مترو میرم داانشگاه بضی موقعها که این متروی کوفتی تاخیرر داره دیر میرسیدم کلاسمم صبح زود بود جالبه من ویکی دیگه از دوستام همیشه با هم دیر میکردیم خیلی  بچه های دیگه حتی بعد ما می اومدن طبق معمول موقع حضوروغیاب استاد مربوطه به اسم من که میرسید میگفت:خانم....شما همیشه تاخیر دارین.

جالبه به دوستام که همزماان با من می اومدن دریغ از یکبارتذکر.حتی 2 تا غیبت منو هر جلسه گوشزد میکرد اما به کسایی که 3 تا غیبت داشتن چیزی نمی گفت واسه دوستامم جالب بود استادا چه مشکلی با من واسمم دارن که اینطورری میشه؟دیروزم یه موردی تو این مایه ها اتفاق افتاد حوصله ی تعریف ندارم دیگه ترمای اخر به اشتباهات استادام در موررد خودم عادت کردم جالبه یکی دوباری از چندتاشون پرسیدم چرا وقتی غیبت میکنم فقط به من گیر میدن یکشون گفت چون شاگرد خوبی هستی  دوستت داریم دلمون میخواد همیشه سر کلاس باشی. منو میگی گفتم صد سال سیااه دلتون نخواد منه بدبختو ضایع میکنین الکی گیر میدین چون خوشتون میااد جالبه اگه قیافه شری داشتم یه چیزی اینطور که دیگران میگم تازه قیافم مظلومه .اخرشم 2 ترم دیگه لیسانس میگیرم دلیل ااین همه الطااف و سخنان دل انگیز استادامو نسبت به خودم نفهمیدم فکر کنم به ارشد برسم بندازنم بیرون از کلاس خودشونو راحت کنن مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اماا بی خیال مریمی هم خدایی داره امان از اون وقتی که دلش بکنه واشکشو کسی جاری کنه اونوقته که خودش میاد و ازم دفاع میکنه جوریکه ردپاشو تو زندگیم میبنم خدا جونم دوست دارم.

فقط به ادما اعم از استادو دانشجو وغیرره میگم

جان مریم چشماتو وا کن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 21:26 توسط نازنین مریم |

این پست رو تقدیم میکنم به پسر عموی نازنینم حامد که مثل داداشم همیشه حامی منه ومثل علی دوسش دارم .چون اهل دانش و دانشگاس میدونم از این مطلب لذت میبره 

بهترين دانشگاه‌هاي جهان

دانشگاه شانگهاي چين به رسم هر سال فهرست رده بندي ساليانه بهترين دانشگاه هاي جهان را منتشر كرد. مانند هر سال دانشگاه هاروارد در ايالت ماساچوست آمريكا با فاصله زيادي از ساير دانشگاه ها در صدر اين رده بندي است.

 

دانشگاه هاروارد در ايالت ماساچوست در سال 1636 ميلادي تاسيس شد و قديمي ترين دانشگاه ايالات متحده محسوب مي شود. در طول تاريخ آن 9 رئيس جمهور آمريكا فارغ التحصيل هاروارد بوده و 40 برنده جوايز مختلف نوبل به اين دانشگاه تعلق داشته اند.

 

دانشگاه استنفورد در سيليكن ولي ايالت كاليفرنيا مانند سال كذشته در مكان دوم بهترين دانشگاه هاي جهان قرار دارد. دانشگاه استنفورد در اواخر قرن نوزدهم ميلادي تاسيس شد. اين دانشگاه از زمان تاسيس يك قطب اصلي تحقيقات محسوب مي شود.

 

 

 

دانشگاه بركلي كاليفرنيا سومين دانشگاه برتر جهان است. اين دانشگاه در سال 1868 ميلادي تاسيس شد. دانشگاه بركلي داراي 35 هزار دانشجو است.

 

 

دانشگاه كمبريج بريتانيا چهارمين دانشگاه برتر جهان محسوب مي شود. اين دانشگاه در قرن سيزدهم ميلادي تاسيس شد و يكي از قديمي ترين دانشگاه هاي اروپا است.
 

 

ماساچوستز انستيتوت آف تكنولوژي يا MIT در نزديكي شهر بوستن واقع شده و در سال 1861 تاسيس شد. اين دانشگاه پنجمين دانشگاه برتر جهان است.

 

 

كاليفرنيا اينستيتوت آف تكنولوژي يا كال تك ششمين دانشگاه برتر جهان در نزديكي شهر لس آنجلس قرار دارد. اين دانشگاه در اواخر قرن نوزدهم ميلادي تاسيس شده است.


 

 

دانشگاه كلمبيا هفتمين دانشگاه برتر جهان در شهر نيويورك واقع شده است. اين دانشگاه كه در سال 1754 ميلادي تاسيس شد ابتدا كينگز كالج نام داشت و پنجمين دانشگاه قديمي ايالات متحده محسوب مي شود.
 

 

تصوير تركيبي از ساختمان هاي قديمي و جديد دانشگاه پرينستون هشتمين دانشگاه برتر جهان. اين دانشگاه در سال 1746 در شهر پرينستون در ايالت نيو جرسي تاسيس شد. جان اف كندي ، رئيس جمهور فقيد آمريكا از مشهورترين دانشجويان آن و آلبرت انشتين ، مشهورترين استاد اين دانشگاه محسوب مي شوند.
 

 

دانشگاه شيكاگو در منطقه هايد پارك شهر شيكاگو در سال 1890 توسط جان دي راكفلر تاسيس شد. اين دانشگاه نهمين دانشگاه برتر جهان است.


 

 

دانشگاه آكسفورد بريتانيا دهمين دانشگاه برتر جهان است. اين دانشگاه در اواخر قرن يازدهم ميلادي تاسيس شد و قديمي ترين دانشگاه بريتانيا است.
 

میگم دوس جونا حالا شما دوس دارین تو کدوم دانشگاه درس بخونین ؟ارزو بر جوانان عیب نیستا هر کدومو خواستین فقط اشاره کنین من که اول عکساشو نگاه میکنم هر کدوم خوشم اومد میگم

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 16:58 توسط نازنین مریم |

خواب نیم‌روزی، حافظه را تقویت می‌كند؟
تحقیقات جدید نشان می‌دهد ، خواب بعد از ظهر به كاركرد حافظه بلندمدت كمك می‌كند. این تحقیقات همچنین نشان می‌دهد 90 دقیقه خواب نیمروز، بسیار به حافظه كمك می‌كند
البته هنوز اطلاعات دقیقی از پردازش مغز هنگام خواب به دست نیامده است اما نتیجه این تحقیقات نشان می‌دهد، احتمال دارد خواب نیمروزی، سرعت حافظه را تقویت كند و ممكن است در آینده، این كار را به طور مصنوعی انجام دهند.

حافظه بلندمدت، خاطراتی را كه سال‌ها با ما بوده‌اند، برمی‌گرداند.

این تحقیقات در دو گروه انجام شد: یك گروه كه یك ساعت در روز می‌خوابیدند و گروهی كه اصلاً چرت نمی‌زدند. بنابراین، افرادی كه بعد از ظهرها چرت می‌زدند، كارایی‌شان در اول شب به طور چشمگیری از دیگران بهتر است.

این در حالی است كه میزان خواب این دو گروه یكسان بود اما كارایی گروهی كه عصر خوابیده‌ بودند، خیلی بهتر از دیگران بود.

بر اساس این یافته ها می‌توان گفت : به جای 6 تا 8 ساعت خواب مستمر، مغز می‌تواند در 90 دقیقه چرت زدن، حافظه را تقویت كند.

 

اثر انواع ويتامين ها بر روي پوست و گياهان دارنده آن

 

هر يک از ويتامين ها نيز بر روي پوست و سلامتي و طراوت و شادابي آن اثر خاصي دارند و هر يک به نسبتي مشخص، بر روي پوست اثر گذاشته و بسته به مقدار اين اثر، پوست احتياج دارد تا کمبودهايش را از طريق گياهان دارنده آن تامين نمايد.

بنابراين كمبود اين مواد باعث آسيب به پوست (به صورت بيماري هاي پوستي) و تسريع روند پيري پوست مي شود. در كشورهاي پيشرفته، كمبود شديد ويتامين ها نادر است؛ ولي كمبود خفيف آن، هنوز هم به مقدار زيادي ديده مي شود. اين مسأله به معناي مصرف مقادير بسيار زياد اين مواد نيست، چرا كه مصرف زياد اين مواد فوايد بيشتري ندارد و مصرف بعضي از آن ها باعث مسموميت مي شود. از جمله ويتامين هايي كه فوايد زيادي براي سلامت پوست دارند، مي توان به ويتامين هاي A,B1,B2,B6, C, D,E F, H  اشاره كرد.

ويتامين A براي رشد و نمو بدن ، براي پوست ،مو، ناخنها ، دندانها  و حفط قدرت بينايي ضروري است. اين ويتامين در جگر ، قلوه ، زرده تخم مرغ ، شير و انواع سبزي هاي داراي برگ سبز مثل اسفناج و سبزي هاي زرد و نارنجي مثل هويج (در يك هويج بزرگ به مقدار 5000 واحد يافت ميشود.) و برگهاي سبز تر مثل  کاهو يافت مي شود .   ويتامينB باعث پايين آوردن ميزان اسيد هاي چرب مي شود. ويتامين B ضد چربي مو و براي نرمي رگهاي خوني ضد سلوليت و ضد آكنه است.منبع مهم آن در خمير ترش ( مايه خمير) است.
 

 ويتامين B1 يكي از ويتامين ها ي حياتي و ضروري مي باشد و براي ماهيچه ،پوست ومو مفيد است. در مايه خمير ترش ،مخمر آبجو ، جوانه گندم، تخم آفتابگردان ،اسفناج، هويج ، جوانه گندم و زرده تخم مرغ و جگر مرغ، شير گاو نجوشيده ،سبوس برنج و سيب زميني يافت مي شود.
 

مشكلات پوستي از قبيل آكنه (مخصوصاً آكنه روزاسه)، ورم پوست، اگزما، و زخم ها با مصرف ويتامين B2 بهبود مي يابد.
ويتامين B2 را در مخمر آبجو ، شير خشك ،گردو ، عسل ، اسفناج ، سفيده تخم مرغ ، خربزه و بلوط مي توان پيدا كرد.نياز روزانه 3 ميلي گرم است . 

ويتامين B5 ضد خشكي بيش از اندازه و پوسته پوسته شدن پوست است و  بهبودي زخم را مخصوصاً بعد از جراحي، تسريع مي كند. بهترين منابع ويتامين B5 عبارتند از: مخمر آبجو، نان غلات و حبوبات، قارچ، كبد، لوبياي خشك و نخود، آووكادو، ماهي، مرغ، آجيل (فندق،گردو)، بادام زميني، گل كلم، شير و پنير، سيب زميني، پرتقال، موز و تخم مرغ.
 

ويتامين B6 براي از بين بردن خشكي مو و براي مغز مفيد است همچنين کمبود آن باعث التهاب (قرمزي، ورم، درد)، دهان، ترك و خشك شدن لبها، آن را در جوانه گندم به راحتي ميتوان يافت. مرغ، ماهي، كليه، كبد، تخم مرغ و گوشت خوك غني ترين منابع غذايي ويتامين B6 هستند. 

 

موارد زير نيز منابع خوبي براي اين ويتامين هستند:


مخمر، سبوس گندم، غلات، سيب زميني، موز و جو دوسر. ويتامين ب-6 در غذاهاي فريزشده يا فرآورده هاي غذايي (مانند گوشت) از بين مي رود.
 

ويتامين  C براي رشد و ترميم بافت ها در همة قسمتهاي بدن ضروري است. اين ويتامين براي تشكيل كلاژن (كه يك پروتئين مهم در تشكيل پوست، بافت ترميم يافته، تاندون، رباط ها و عروق خوني است) لازم است.

ويتامين C نيز در آب ، محلول است و در ميوه ها و سبزيجات تازه وجود دارد . اين ويتامين اثر مهم ضد اکسيدکنندگي دارد و سبب توليد کلاژن مي شود . اين ويتامين به مواد آرايشي – بهداشتي اضافه مي شود زيرا خاصيت ضد اکسيدکنندگي آن سبب رفع لکه هاي پوست و جلوگيري از پيري زودرس مي شود و از طرف ديگر توليد ويتامينE  را افزايش مي دهد . اين ويتامين سبب کاهش قرمزي پوست ناشي از آفتاب و نيز کاهش عوارض آفتاب سوختگي مي شود . اثر ضد التهابي اين ويتامين تأثير مفيدي در درمان بيماري هايي چون اگزما و سپوريازيس دارد . ويتامين C براي نوسازي سلول ، ضد آلرژي و دافع سموم بدن است. مي توان آن را در بسياري از ميوه جات و سبزيجات پيدا کرد. مواد غذايي كه غني از ويتامين "سي" هستند شامل آب پرتقال، فلفل سبز، هندوانه، خربزه، گريب فروت، گرمك، توت فرنگي، انبه، گل كلم، آب گوجه فرنگي، كلم فندقي، گل كلم،‌كاهو. ويتامين «سي» همچنين در برگ هاي سبز پخته شده يا خام (كلم، اسفناج)، گوجه فرنگي تازه و سيب زميني، كدو تنبل، تمشك، و آناناس. ويتامين سي به نور، هوا و گرما حساس است. خوردن سبزيجات خام و يا مختصري پخته شده جذب ويتامين "سي" شما را افزايش مي دهد.
 

ويتامين D ضد ترك است و براي رفع چين وچروك هاي پوست و سفيد شدن مو،جوشهاي صورت و خشكي پوست ويامين D توصيه ميشود. همچنين ويتامين D به جذب كلسيم . فسفر كمك ميكند و استخوانها، دندانها ، و بافتهاي كبد شما احتياج زيادي به اين ويتامين دارند.

غذاهايي كه شامل ويتامين « D» هستند عبارتند از:روغن ماهي، سالمون آزاد ماهي، تونا (ماهي بزرگ)، شير مقوي، نرم تن،قارچ،حبوبات مقوي،زردة تخم مرغ همچنين نور خورشيد منبع طبيعي براي ويتامين «D» است.
 

ويتامين E ضد ريزش مو، مؤثر در درمان بيشتر بيماريهاي پوستي ، كند كردن پديدة پيري سلول ها و بافتها و همچنين باعث  بهبود سريعتر زخم ها مي شود.  غذاهايي كه شامل ميزان قابل توجهي از ويتامين « E» هستند عبارت است از: آجيل (شامل بادام، فندق، و گردو)، تخم آفتابگردان، روغن ذرت، مارگارين، مايونز، روغن سبزيجات فشرده شده خنك،‌ شامل ذرت، گل آفتابگردان، سويا، دانة پنبه، كانولا، و سبوس گندم (غني ترين منبع)، اسفناج و كلم پيچ، سيب زميني.
 

ويتامين F  (ويتامين F اصطلاح غلطي است كه گاها براي اسيد لينولئيك استفاده مي شود. ) ضد چروك صورت است كه در روغن آفتابگردان يافت مي شود ولي ويتامين محسوب نمي شود.
  ويتامين H ضد عفونت جلدي پوست است. کمبود اين ويتامين باعث پيدايش لکه هاي قرمز رنگ و گاه خاکستري در روي پوست مي گردد.  منابع حياتي ويتامين H زرده تخم مرغ، مخمر آبجو، پوست برنج، مغزها می باشد.

دانستنی های جالب

اسبها قادرند در حالت ايستاده بخوابند.

-كانگروها قادرند 3 متر به سمت بالا و 8 متر به سمت جلو بپرند.

-قلب ميگو در سر آن واقع است.

-گونه اي از خرگوش قادر است 12 ساعت پس از تولد جفت گيري كند.

-يك كوه آتشفشان قادر است ذرات ريز و گردوغبار را تا ارتفاع 50 كيلوكتري به فضاي اطراف پرتاب كند.

-داركوب ها قادرند 20 بار در ثانيه به تنه درخت ضربه بزنند.

-سالانه 500 فيلم در امريكا و 800 فيلم در هند ساخته ميگردد.

-آدولف هيتلر گياهخوار بوده است.

-تمامي پستانداران به استثناي انسان و ميمون كور رنگ ميباشند.

-عمر تمساح بيش از 100 سال ميباشد.

-تمام قوهاي كشور انگليس جزو دارايي هاي ملكه انگليس ميباشند.

-موريانه ها قادرند تا 2 روز زير آب زنده بمانند.

-مزه سيب، پياز و سيب زميني يكسان ميباشد.و تنها بواسطه بوي آنهاست كه طعم هاي متفاوتي مي يابند.

-فيلها قادرند روزانه 60 گالن آب و 250 كيلو گرم يونجه مصرف كنند.

-جغدها قادر به حركت دادن چشمان خود در كاسه چشم نميباشند.

-80 درصد امواج مايكرو ويو تلفنهاي همراه بوسيله سر جذب ميگردد.

-قد فضانوردان هنگامي كه در فضا هستند 5 تا 7 سانتي متر بلنتر ميگردد.

-بلژيك تنها كشوري است كه فيلمهاي غير اخلاقي را سانسور نميكند.

-جليغه ضد گلوله، برف پاك كن شيشه خودرو و پرينتر ليزري همگي اختراعات زنان ميباشند.

-موز پر مصرف ترين ميوه كشور امريكا ميباشد.

-درتمام انسانهاي كره زمين  99.9 % شباهت ژنتيكي وجود دارد.

-98.5 % از ژنهاي انسان و شامپانزه يكسان ميباشند.

- قلب انسان بطور متوسط 100 هزار بار در سال ميتپد.

- لئوناردو داوينچي مخترع قيچي ميباشد.

-سطح شهر مكزيك سالانه 25 سانتي متر نشست ميكند.

-50 %جمعيت جهان هيچگاه در طول حيات خود از تلفن استفاده نكرده اند.

-در هر 5 ثانيه يك كامپيوتر در سطح جهان به ويروس آلوده ميگردد.

-  ظروف پلاستيكي 50 هزار سال طول ميكشد تا در طبيعت شروع به تجزيه شدن كنند.

-اغلب مارها داراي 6 رديف دندان ميباشند.

-90% سم مارها از پروتئين تشكيل يافته است.

-هرگاه جمعيت كره زمين به 100 نفر كاهش يابد، 50 % پول جهان در دست 6 نفر قرار خواهد گرفت.

-موشهاي صحرايي سالانه 1/3 منابع و ذخاير غذايي جهان را نابود ميسازند.

-2/3 آدم رباييهاي جهان در كلمبيا به وقوع مي پيوندد.

- 2/3 اعدامهاي جهان در كشور چين بوقوع مي پيوندد.

-سرود اصلي كشور يونان متشكل از 158 بيت ميباشد.

-تمساح ها قادرند آرواره هاي خود را با نيروي 1300 كيلو گرم ببندند.

-يك گاو بطور متوسط سالانه 2 هزار و 300 گالن شير توليد ميكند.

-خورشيد از لحاظ وزن از 70% هيدروژن،28% هليوم،1.5% كربن+نيتروژن+اكسيژن و 0.5%  عناصر ديگر تشكيل شده است.

-سگهاي شهري بطور متوسط 3 سال بيشتر از سگهاي روستايي عمر ميكنند.

-در امريكا سالانه 15 نفر بر اثر گاز گرفتگي توسط سگها جان خود را از دست ميدهند.

-70% فقراي جهان را زنان تشكيل ميدهند.

-نور خورشيد 8.5 دقيقه طول ميكشد تا به زمين برسد.

-خودروسازي بزرگترين صنعت در جهان ميباشد.

-در هر 2 هفته يك زبان در جهان منقرض ميگردد.

-ون گوگ در طول حيات خود تنها يكي از نقاشيهاي خود را بفروش رساند.

-گربه هاي خانگي 70% وقت خود را در خواب سپري ميكنند.

-پلنگها قادرند تا ارتفاع 5 متري به بالا بپرند.

-سم مارهاي قهوه اي استراليا تا حدي مهلك ميباشد كه 0.002 گرم از سم اين مارها ميتواند يك انسان را بكشد.

-اختراع پيچ گوشتي پيش از پيچ صورت گرفت.

 

 

 
 
+ نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 15:6 توسط نازنین مریم |

زندگی شهد گل است و زنبو زمان آن را می مکد

آنچه می ماند عسل خاطره هاست

((قدر لحظه های با هم بودنو بدونیم ))

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 20:51 توسط نازنین مریم |

یک روز پسر بچه ی کم شنوایی با یک نوشته از طرف معلمش از مدرسه به خانه بازگشت .مادرش نوشته را خواند: تامی شما بسیار کودن است. دیگر اورا به مدرسه نفرستید.

مادر تامی وقتی نوشته را خواندگفت:تامی من کودن نیست من خودم در خانه به او درس می دهم.

و آن تامی بزرگ شدوتوماس ادیسون شد .توماس ادیسونی که تنها سه ماه به مدرسه رفت وکم شنوا بود.

نتیجه ی اخلاقی به نظر من اینه که انسان نباید تحت هیچ شرایطی خودشو دست کم بگیره و احساس ناامیدی کنه حالا با هر استعدادوامکاناتی که داره .خواستن توانستن است.دوس جونای خودم.

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 23:49 توسط نازنین مریم |